مهمترین نکات مربوط به طلاق

  • 13 مهر 1401
  • بدون نظر
  • 11 دقیقه
  • 533 نفر

طلاق(divorce)

لغت نامه دهخدا طلاق را به معنی رها شدن زن از عقد نکاح معنی کرده است . همانطور که در ادامه بررسی خواهد شد، طلاق اختتام یک نکاح است. البته به خاطر داشته باشید که طلاق مختص نکاح دائم است اما فسخ نکاح و بذل مدت، در خصوص نکاح موقت نیز به کار می رود. فسخ نکاح و طلاق از جهت آثار و تشریفات، تفاوت هایی با هم دارند که در این مقاله مورد بررسی قرار می گیرد.

اسباب طلاق

در خصوص اسباب و دلایل منتهی به طلاق باید به این نکته اشاره نمود که قانون مدنی به فراخور اینکه متقاضی طلاق چه کسی است، قواعد متفاوتی دارد. برای مثل اگر طلاق به خواست مرد باشد، طبق قانون نیاز به ارائه دلیل از جانب مرد وجود ندارد. اما در خصوص طلاق به درخواست زن و طلاق توافقی، شرایط متفاوت است.

طلاق به درخواست مرد

در قانون مدنی و ذیل ماده ۱۱۳۳، مرد اختیار دارد با رعایت شرایط مقرر زنش را طلاق بدهد. شرایط مقرر ذکر شده در این ماده اشاره به پرداخت حقوق مالی زوجه و مشخص نمودن تکلیف حضانت طفل می باشد. بنابراین با عنایت به نص صریح ماده فوق، مرد برای طلاق دادن زن خود نیاز به دلیل مشخصی ندارد و صرفا باید در خصوص حقوق مالی زوجه اقداماتی صورت بگیرد.

طلاق به در خواست زن

ماده ۱۱۳۳ اشاره به موادی در قانون مدنی دارد که بموجب آن زن می تواند درخواست طلاق کند. از جمله این موارد می توان به ذیل اشاره نمود:

  • حق وکالت زن در مطلقه نمودن خود: ماده ۱۱۱۹ قانون مدنی بیان می دارد که طرفین می توانند هر شرطی را که مخالف مقتضای عقد نباشد، شرط نمایند. در مثال برای تشریح این موضوع ذکر می کند که طرفین می توانند شرط کنند هر گاه شوهر زن دیگری بگیرد یا د رمدت معینی غایب شود یا ترک انفاق کند یا …. زن وکیل و وکیل در توکیل باشد که پس از اثبات تحقق شرط در محکمه و صدور حکم نهایی، خود را مطلقه سازد.

همانطور که ملاحظه شد، زن حتی اگر وکالت در طلاق داشته باشد، باید تحقق شرط موجب وکالت طلاق را برای دادگاه اثبات نماید.

شروط موجب طلاق زوجه

  • عدم پرداخت نفقه: یکی دیگر از مواردی که زن می تواند به موجب تحقق آن، درخواست طلاق کند استنکاف شوهر از پرداخت نفقه است. با این توضیح که اگر مرد از پرداخت نفقه امتناع نماید و یا ناتوان از پرداخت نفقه باشد و امکان الزام وی به پرداخت نباشد، زن می تواند از دادگاه بخواهد شوهر را الزام کند که زن را طلاق بدهد.
  • عسر و حرج: ماده ۱۱۳۰ قانون مدنی بیان می دارد که اگر دوام زوجیت موجب عسر و حرج باشد، زن می تواند به دادگاه مراجعه و تقاضای طلاق کند. منظور از عسر و حرج به وجود آمدن وضعیتی است که ادامه زندگی را برای زوجه با مشقت همراه کند. برخی از مصادیق عسر و حرج که در این ماده نام برده شده عبارتند از :
  • ترک زندگی خانوادگی توسط مرد حداقل به مدت ۶ ماه متوالی و یا ۹ ماه متناوب در مدت یکسال بدون عذر موجه
  • اعتیاد زوج به یکی از انواع مواد مخدر و یا ابتلاء وی به مشروبات الکلی و امتناع و یا عدم امکان الزام وی به ترک
  • اگر زوج بعد از ترک مواد مخدر مجددا به مصرف مواد روی بیاورد.
  • ضرب و شتم یا هر گونه سوء رفتار زوج که عرفا با توجه به وضعیت زوجه قابل تحمل نباشد.
  • محکومیت قطعی زوج به حبس پنج سال یا بیشتر
  • ابتلاء زوج به بیماری های صعب العلاج روانی یا مسری که زندگی مشترک را مختل نماید.

البته باید یادآور شد که این موارد ذکر شده در قانون مدنی حصری نیست و هر عامل دیگری که برای دادگاه به عنوان شرایط سخت و مشقت بار زندگی زوجه شناخته شود، می تواند به عنوان موردی از موارد عسر و حرج، دلیی برای طلاق زوجه باشد.

  • غیبت مرد: اگر مرد ۴ سال تمام غایب مفقود الاثر باشد، زن می تواند تقاضای طلاق کند.

 

طلاق به درخواست طرفین (توافقی)

قانون حمایت از خانواده در ماده ۲۵ بیان می کند اگر زوجین متقاضی طلاق توافقی باشند، دادگاه باید موضوع را به مرکز مشاوره خانواده ارجاع دهد.

بنابراین و با تصریح قانون حمایت از خانواده، نوع دیگری از طلاق که موسوم به طلاق توافقی است نیز مورد شناسایی قرار گرفته است. البته در ادامه خواهید دید که برخی اصطلاح فقهی طلاق مبارات را معادل طلاق توافقی می دانند.

 

انواع طلاق

طلاق طبق دسته بندی قانون مدنی به دو نوع رجعی و بائن تقسیم می شود. در خصوص طلاق توافقی، قوه قضاییه در نظریه مشورتی ابراز می دارد که صرف توافقی بودن طلاق به معنای بائن بودن آن نیست مگر اینکه سایر شرایط قانون مدنی را برای بائن بودن داشته باشد.

بائن

طلاق بائن، طلاقی است در آن برای مرد حق رجوعی وجود ندراد. برای درک مفهوم طلاق بائن باید ابتدا به مفهوم طلاق رجعی پرداخته شود. طلاق رجعی، طلاقی است که در مدت زمان عده، مرد می تواند با برقراری رابطه جنسی با زن، مجددا به زندگی رجوع کرده و طلاق را بی اثر کند.

قانون مدنی طلاق های ذیل را بائن و غیر قابل رجوع می داند:

  • طلاقی که قبل از رابطه جنسی واقع شود: به طور مثال اگر زوجی پس از عقد و قبل از برقراری رابطه جنسی، طلاق بگیرند، این نوع طلاق از نوع بائن خواهد بود.
  • طلاق زن یائسه
  • طلاق خلع و مبارات مادامی که زن رجوع به عوض نکرده باشد.( در ادامه طلاق خلع و مبارات بررسی خواهد شد.)
  • سومین طلاق که بعد از سه وصلت متوالی به عمل آید اعم از اینکه وصلت در نتیجه رجوع باشد یا در نتیجه نکاح جدید.

طلاق رجعی

در طلاق رجعی شوهر می تواند در طول مدت عده، به زن رجوع کند. به جز طلاق های ذکر شده رد مبحث قبل به عنوان طلاق بائن و طلاق ناشی از عسر و حرج، سایر طلاق ها، رجعی محسوب می شود. بنابراین اصل بر اینست که طلاق، رجعی است مگر خلاف آن باشد.

طلاق خلع

طلاق خلع طلاقی است که در آن زن به موجب کراهتی که از مرد دارد، با بذل مالی که به شوهر می دهد، طلاق می گیرد. این مال می تواند تمام مبلغ مهریه یا بخشی از آن باشد و یا حتی بیشتر از آن باشد. در عرف عبارت” مهرم حلال، جونم آزاد” به این نوع طلاق اشاره دارد.

طلاق مبارات

طلاقی است که در آن زوج و زوجه، هر دو نسبت به یکدیگر کراهت دارند و البته در این نوع طلاق نیز مالی از جانب زن به مرد داده می شود با این تفاوت که این مال بیش از مهریه نخواهد بود.

فسخ نکاح

عموما عقود منعقده بین طرفین با شرایطی که قانون پیش بینی کرده است و با اراده یکی از آنها قابل فسخ می باشد. اما از آنجا که نتیجه نکاج، تشکیل خانواده است و خانواده بنیادی ترین نهاد اجتماعی محسوب می شود، قواعد کلی فسخ در این خصوص صدق نمی کند. قانون گذار فسخ در نکاح را محدود به موارد تعیین شده در قانون می داند که حتی این موارد برای زن و مرد متفاوت و بعضا مشترک است.

حق فسخ برای زن

قانون مدنی در ماده ۱۱۲۲ قانون مدنی عیوبی را در مرد برمی شمارد که با وجود این عیوب در مرد، زن حق فسخ نکاح را دارد. این موارد شامل:

  • خصاء
  • عنن به شرط اینکه رابطه جنسی حتی یکبار نداشته باشند
  • مقطوع بودن آلت تناسلی
  • جنون

سه مورد ابتدایی، مربوط به عیوب جنسی است و مورد نهایی شامل جنون دائمی و جنون ادواری می شود.

حق فسخ برای مرد

ماده ۱۲۲۳ قانون مدنی اشاره بهمواردی دارد که در صورت وجود این عیوب در زن، مرد حق فسخ نکاح را دارد:

  • قرن
  • جذام
  • برص
  • افضاء
  • زمین گیری
  • نابینایی از هر دو چشم
  • جنون

مورد اول و چهارم مربوط به عیوب حاصله در ناحیه تناسلی زن می باشد.

 

حق فسخ مشترک

همانطور که بیان شد، در دو ماده جداگانه در قانون مدنی برای زن و مرد عیوبی برشمرده شده است که به موجب آن، طرف مقابل حق فسخ خواهد داشت. در این میان جدا از موارد انحصاری هر جنسیت، دو مورد میان زن و مرد مشترک است:

  • جنون
  • تخلف از شرط صفت

در خصوص عیوب باید این نکته را مورد توجه قرار داد که مرد در صورتی می تواند نکاح را بواسطه عیوب زن فسخ نماید که این عیوب در حال عقد موجود باشد. این در حالیست که در مورد عیوب مرد باید این نکته را بدانید که اگر جنون و عنن مرد حتی بعد از عقد نیز حادث شود، باز هم زن حق فسخ خواهد داشت.

تخلف از شرط صفت زمانی رخ می دهد که یکی از طرفین برای دیگری صفت خاصی را شرط می نماید و بعد از عقد معلوم می شود که طرف مذکور در عقد، آن وصف مربوطه را نداشته است. در این صورت طرف مقابل حق فسخ خواهد داشت. به طور مثال: زوج شرط می کند که زوجه باید بکارت داشته باشد اما بعد از عقد معلوم می شود در زمان وضع آن شرط، بکارتی وجود نداشته است. در این حال مرد به واسطه تخلف از شرط وصف، حق فسخ دارد.

عده

در تعریف عده باید گفت که عده مدت زمانی است که در شرع و قانون برای زوجه مشخص شده است تا پس از طلاق و یا مرگ زوج، در این مدت، از ازدواج خودداری نماید. معنای فقهی عده انتظار کشیدن است.

انواع عده

همانطور که در تعریف عده گفته شد، عده در طلاق و وفات کاربرد دارد و نسبت به فسخ طلاق، تابع قواعد آن در نوع نکاح خواهد بود.

عده وفات

اگر مردی فوت کند، زن وی باید چهار ماه و ده روز عده نگه دارد و در این مدت به عقد مرد دیگری در نیاید. باید یادآور شد که در فرض فوت مرد، اهمیتی ندارد نوع نکاح دائم است یا منقطع و در هر دو حالت زوجه باید ۴ ماه و ده روز عده نگه دارد.

عده وفات برای زن باردار

اگر مرد فوت نماید و همسر وی باردار باشد برای رعایت مدت عده وفات قاعده خاصی پیش بینی شده است به این توضیح که مدت زمان عده وفات در این فرض، از زمان فوت تا زمان وضع حمل است به شرط اینکه فاصله بین فوت شوهر و وضع حمل از چهار ماه و ده روز بیشتر باشد والا همان ۴ ماه و ده روز باید عده نگه دارد.

به زبان ساده تر برای عده وفات، فروض زیر قابل تصور است:

  • شوهر فوت نماید و زن باردار نباشد: در این فرض از زمان وفات شوهر چهار ماه و ده روز، زن باید عده نگه دارد.
  • شوهر فوت نماید و زن باردار باشد و تا زمان وضع حمل بیش از مدت چهار ماه و ده روز باقی باشد: زن باید تا زمان وضع حمل عده را نگه دارد.
  • شوهر فوت نماید و زن باردار باشد و تاز مان وضع حمل کمتر از چهار ماه و ده روز باقی باشد: زن باید همان ۴ ماه و ده روز را عده نگه دارد.

عده طلاق

عده زن در طلاق و فسخ نکاح سه طهر است مگر اینکه زن عادت ماهانه نشود که در این صورت سه ماه است.
برای درک بهتر قاعده فوق بایدطهر را توضیح داد. طهر در اصطلاح فقهی به معنای پاکی زن بین دو دوره عادت ماهانه است.

عده زن باردار

عده برای زن حامله در طلاق و فسخ نکاح و بذل مدت و انقضاء مدت، تا زمان وضع حمل است.
بنابر قاعده فوق، زن باردار در صورت طلاق و فسخ نکاح در نکاح دائم و در صورت بذل مدت و یا انقضاء مدت در نکاح موقت، باید تا زمان وضع حمل، عده نگه دارد. در خصوص عده وفات برای زن باردار نیز پیش از این گفته شد.

عده زن در نکاح موقت

اگر در نکاح موقت فسخ و یا بذل مدت و یا انقضاء مدت رخ دهد، زن باید دو طهر عده نگه دارد. و اگر در سنی باشد که عادت ماهانه نشود، ۴۵ روز باید عده نگه دارد.

زنانی که عده ندارند

قانون مدنی در دو فرض زن را مقید به رعایت عده طلاق و فسخ نکاح نم یداند:

  • زنی که بین او و شهرش رابطه جنسی برقرار نشده باشد
  • زن یائسه

لازم به ذکر است که افرادی که در بالا نام برده شد، عده طلاق و فسخ نکاح ندارند اما در صورت یکه شوهر فوت نماید، این افراد باید عده وفات نگه دارند.

 

سوالات متداول

  • مردی که غایب مفقود الاثر است و زنش به استناد قانون مدنی از او طلاق می گیرد، چقدر باید عده نگه دارد؟

قانون مدنی در این فرض زن را مکلف به نگهداری عده وفات می داند. در واقع با وجود اینکه طلاق صورت گرفته است، اما زن باید در این فرض عده طلاق یعنی ۴ ماه و ده روز را نگه دارد.

 

 

 

 

 

آیا میخواهید خیلی سریع به وکیل متصل شوید؟

برای دریافت مشاوره و قبول وکالت می توانید با شماره زیر از طریق واتساپ، تلگرام یا تماس تلفنی با ما ارتباط بگیرید
اشتراک گذاری این مطلب
نظرات

سوالات خود را می توانید مطرح کنید تا در اسرع وقت به پاسخ برسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *